تبليغاتX
لبیک یا خامنه ای

لبیک یا خامنه ای

ارتباط باآستان مقدّس حضرت محمّدهلال بن علی(ع)-آران و بیدگل

سه شنبه 1391/01/15

با سلام خدمت بازدید کننده گرامی؛

اطّلاعاتی که در زیر می بینید ، مربوط به آستان مقدّس فرزند بلا فصل حضرت علی (علیه السّلام) ، حضرت محمّد هلال (علیه السّلام) است:

آدرس سایت : www.helal.ir                          

آدرس ایمیل : info@helal.ir

تلفن : 2763133-0362

تلفکس : 2763231-0362

سامانه پیام کوتاه : 3000753266

شماره حساب جاری سیبا : 0106541770003 بانک ملّی

صندوق پستی : 87415/163

استان اصقهان شهرستان آران و بیدگل

در صورت تمایل برای کسب اطّلاعات بیشتر ، سؤالات خود را در قسمت یادگاری ها بنویسید.

لطفا فقط سؤالاتتون که مربوط به آستان مقدّس است در این پست بگذارید ، بقیه یادگاری هاتون رو در پست های دیگه بنویسید. با تشکّر

مدیر وبلاگ لبیک یا خامنه ای

التماس دعا


برچسب‌ها: آستان مقدّس حضرت محمّد هلال بن علی, محمّد هلال بن علی, محمّد هلال, هلال بن علی, هلال علی, آران, آران و بیدگل

لينک ثابت

نوشته شده در ساعت 18:38 توسط دوستدارمهدی(عج)وسربازکریم آل زهرا حسن(ع)

شهدا شرمنده ایم

پنجشنبه 1391/02/28

«مادرم زمانی که خبر شهادتم را شنیدی گریه نکن

زمان تشیع و تدفینم گریه نکن

زمان خواندن وصیت نامه ام گریه نکن

فقط زمانی گریه کن که مردان ما غیرت را فراموش می کنند و زنان ما عفت را وقتی جامعه ما را بی غیرتی و بی حجابی گرفت مادرم گریه کن که اسلام در خطر است

شهید سعید زقاقی»

آری ، امروز باید گریه کرد . باید به بدبختی و بیچارگی خود گریه کنیم.

باید به این گریه کنیم که غیرت از جامعه رقته ؛ حجاب رفته .

امروز در جامعه ما بی غیرتی و بی حجابی مُد شده

جواب خون شهیدان را چه باید داد ؟ چه کسی جواب می دهد .

شهدا شرمنده ایم.


برچسب‌ها: شهدا, شهدا شرمنده ایم, وصیّت نامه شهدا

لينک ثابت

نوشته شده در ساعت 17:2 توسط دوستدارمهدی(عج)وسربازکریم آل زهرا حسن(ع)

چهل حدیث حضرت زهراء (س)

جمعه 1391/02/22

فاطمه یعنی شرف ، یعنی حجاب           فاطمه فخر زنان ، روز حساب

فاطـــــــمه یعنی رضای کردگار           شاهکار خلقت پروردگــــــــار

میلاد با سعادت دختر نبوّت ، همسر ولایت و مادر امامت ، حضرت صدّیقه طاهره فاطمه زهراء (سلام الله علیها) بر

تمام مشتاقان و منتظران ظهور مبارک باد.


1- موقعيت اهل بيت در نزد خدا :

خدايى را حمد و سپاس گوييد كه به خاطر عظمت و نورش ، هر كه در آسمانها و زمين است به سوى او وسيله مى جويد و ما وسيله او در ميان مخلوقاتش و خاصّان درگاه و جايگاه قدس او و حجّت غيبى و وارث پيامبرانش هستيم.

2- حرمت مست كننده ها :
پيامبر خدا (ص) به من فرمود : اى دوستِ پدر! هر مست كننده اى حرام است و هر مست كننده اى خمر است.

3- بهترين زنان كيستند؟
حضرت در وصف اين كه بهترين چيز براى زنان چيست ، فرموده اند : اين كه زنان، مردان را نبينند و مردان هم زنان را نبينند.

4- نتيجه عبادت خالص :
هر كه عبادت خالصش را به سوى خدا بالا فرستد ، خداوند متعال برترين بهره و سودش را به سوى او پايين فرستد.

5- فاطمه در مقام شكوه از دو خليفه :
حضرت زهرا (س) خطاب به خليفه اوّل و دوّم فرمود :
آيا اگر حديثى را از پيامبر خدا (ص) نقل كنم به آن عمل خواهيد كرد ؟ گفتند: آرى
فرمودند : شما را به خدا آيا نشنيده ايد كه پيامبر (ص) فرموده اند :
خشنودى فاطمه خشنودى من و خشم فاطمه خشم من است ، هر كه دخترم فاطمه را دوست بدارد مرا دوست داشته و هر كه فاطمه را خشنود سازد مرا خشنود ساخته و هر كه فاطمه را خشمگين نمايد مرا خشمگين نموده است ؟
گفتند : آرى ، چنين حديثى را از پيامبر خدا (ص) شنيده ايم.
فرمود : من هم خدا و فرشتگان را گواه مى گيرم كه شما دو نفر مرا خشمگين نموديد و خشنودم نساختيد و چون پيامبر (ص) را ملاقات نمايم حتماً از شما به او شكايت خواهم نمود.

6- بدترين امّت :
بدترين امّت من كسانى هستند كه :
از انواع نعمتها تغذيه مى كنند و خوراكى هاى رنگارنگ مى خورند و لباسهاى گوناگون مى پوشند و هر چه بخواهند مى گويند.

7- نزديكترين اوقات زن به خدا :
پيامبر اكرم (ص) از اصحابش پرسيد : زن چيست؟ گفتند: زن ناموس است.
فرمود : زن چه موقع به خدايش نزديكتر است ؟ اصحاب نتوانستند جواب گويند.
چون اين سخن به گوش فاطمه (س) رسيد ، فرمود :
نزديكترين اوقات زن به خداى خود هنگامى است كه در كُنج خانه خود باشد.
پس از اين جواب ، پيامبر اكرم (ص) فرمود : حقّا كه فاطمه پاره تن من است.

8- نتيجه صلوات بر زهرا (س) :
رسول خدا (ص) به من گفت: اى فاطمه ! هر كه بر تو صلوات فرستد ، خداوند او را بيامرزد و به من ، در هر جاى بهشت باشم، ملحق گرداند.

9- على (ع)، رهبر و پيشوا :
پيامبر اكرم (ص) فرمود : هر كه من سرپرست اويم ، پس على سرپرست اوست و هر كه را من رهبر اويم ، پس على رهبر اوست.

10- حجاب فاطمه :
پيامبر اكرم (ص) همراه با مرد نابينايى به خانه فاطمه (س) آمد ، بلافاصله فاطمه (س)خود را كامل پوشاند.
رسول خدا (ص) فرمود : چرا خود را پوشاندى با اين كه او تو را نمى بيند ؟
فاطمه (س) فرمود : اى پيامبر خدا! اگر او مرا نمى بيند ، من كه او را مى بينم و او بوى مرا حس مى كند!
پيامبر اكرم فرمود : گواهى مى دهم كه تو پاره دل منى.

11- دستور العملى جامع :
در وقتى كه بستر خواب را گسترده بودم ، رسول خدا (ص) بر من وارد شد ، فرمود : اى فاطمه ! نخواب مگر آن كه چهار كار را انجام دهى:
قرآن را ختم كنى، و پيامبران را شفيعت گردانى و مؤمنين را از خود راضى كنى و حجّ و عمره اى را به جا آورى.
اين را فرمود و شروع به خواندن نماز كرد ، صبر كردم تا نمازش تمام شد ، گفتم : يا رسول اللّه! به چهار چيز مرا امر فرمودى در حالى كه بر آنها قادر نيستم!
آن حضرت تبسّمى كرد و فرمود :
چون قل هو اللّه را سه بار بخوانى مثل اين است كه قرآن را ختم كرده اى، و چون بر من و پيامبران پيش از من صلوات فرستى ، شفاعت كنندگان تو در روز قيامت خواهيم بود و چون براى مؤمنين استغفار كنى ، آنان همه از تو راضى خواهند شد و چون بگويى : سُبحانَ اللّه وَ الحَمدُ للّه وَ لا اِلهَ اِلاَّ اللّهُ وَ اللّهُ اكبر ُ، حجّ و عمره اى را انجام داده اى.

12- رضايت شوهر :
پيامبر اكرم (ص) فرمود : واى به حال زنى كه شوهرش را خشمگين سازد و خوشا به حال زنى كه شوهرش از او خشنود باشد.

13- ثواب انگشتر عقيق :
كسى كه انگشتر عقيق به دست كند ، هميشه خير مى بيند.

14- على (ع) ، بهترين داور :
گروهى از فرشتگان درباره چيزى با يكديگر مشاجره نمودند ، حاكم و داورى را از بنى آدم تقاضا كردند ، خداوند متعال به آنها وحى فرمود كه خودتان انتخاب كنيد و آنان على ابن ابيطالب (عليه السلام) را برگزيدند.

15- زنان دوزخى :
پيامبر اكرم (ص) (درباره مشاهدات خود از عذاب دوزخيان در شب معراج) فرمود :
دخترم ! امّا زنى كه به مويش آويخته شده بود ، كسى بود كه مويش را از مردان نمى پوشانيد ، و آن كه به زبانش آويزان بود، زنى بود كه شوهرش را آزار مى داد ... و آن كه سرش سرِ خوك و بدنش بدنِ الاغ بود، زنى بود كه سخنچين و دروغگو بود و آن كه صورتش به شكل سگ بود ، زنى بود كه آواز مى خواند و نوحه سرايى مى كرد و حسد مى ورزيد.

16- شرايط روزه دار :
روزه دار چون زبانش و گوشش و چشمش و اعضايش را [از حرام ]نگه ندارد، روزه دار نيست.

17- داناترين و نخستين مسلمان :
رسول خدا (ص) به من فرمودند : شوهر تو در دانش ، داناترين مردم و نخستين مرد مسلمان و در بردبارى ، برترين مردم است.

18- كمك به ذرارى پيامبر :
پيامبر اكرم (ص) فرمود : هر كسى براى فردى از فرزندان من كارى انجام دهد و بر آن كار پاداشى نگيرد ، من پاداش دهنده او خواهم بود.

19- على و شيعيان :
پيامبر خدا (ص) به على (عليه السلام) نگريست و فرمود : اين شخص و پيروانش در بهشت اند.

20- شيعه على در قيامت :
پيامبر خدا (ص) به على (عليه السلام) فرمود : اى اباالحسن ! آگاه باش كه تو و پيروانت در بهشت هستيد.

21- قرآن و عترت در آخرين سخن پيامبر :
از پدرم رسول خدا (ص) در هنگام مرضى كه به سبب آن از دنيا رفت  و در حالى كه خانه مملوّ از اصحاب بود ـ شنيدم كه فرمود : اى مردم ! نزديك است كه به آسانى از ميان شما رخت بربندم ، و به تحقيق سخنى كه عذر را بر شما تمام كند پيش فرستادم.
بدانيد كه من در ميان شما ، كتاب پروردگارم و عترتم ، اهل بيتم را بر جاى مى گذارم.
آن گاه دست على را گرفت و فرمود : اين على با قرآن است و قرآن با على است ، از هم جدا نمى شوند تا هر دو در كنار حوض كوثر بر من وارد شوند. من در قيامت از شما از آنچه درباره اين دو پس از من انجام دهيد ، خواهم پرسيد.

22- شستن دستها :
رسول خدا (ص) فرمود : سرزنش نكند جز خود را ، كسى كه شب كند ، در حالى كه دستش چرب و بدبو باشد.

23- نتيجه گشاده رويى :
گشاده رويى در چهره مؤمن براى صاحبش، بهشت را سبب مى شود.

24- رنج خانه دارى :
اى رسول خدا ! دو دستم از سنگ آسيا پينه بسته ، يك بار آرد مى كنم و يك بار خمير مى سازم.

25- زيان بخل :
پيامبر اكرم (ص) فرمود : از بخل ورزيدن بپرهيز ، زيرا كه بخل آفتى است كه در شخص بزرگوار نيست.
از بخل بپرهيز ، زيرا كه آن درختى است در آتش دوزخ كه شاخه هايش در دنياست ، هر كه به شاخه اى از شاخه هايش درآويزد ، داخل جهنّمش گردانَد.

26- نتيجه سخاوت :
پيامبر اكرم (ص) به من گفت : بر تو باد سخاوت ورزيدن ، زيرا كه سخاوت درختى از درختان بهشت است كه شاخه هايش به زمين آويخته است ، هر كه شاخه اى از آن را بگيرد ، او را به سوى بهشت مى كشاند.

27- نتيجه سلام و تحيّت بر رسول خدا و دخترش زهرا :
پدرم در زمان حياتش به من فرمود : هر كه بر من و تو تا سه روز تحيّت و سلام بفرستد ، بهشت بر او واجب گردد.

28- خنده اسرار آميز :
هنگامى كه رسول خدا(ص) مريض شد ، دخترش فاطمه را نزد خود خواند و در گوش او سخن گفت.
فاطمه (س) گريه كرد ، مجدّداً رسول خدا با او نجوا كرد ، فاطمه (س) خنديد.
عايشه گويد : در اين باره از حضرت زهرا (س) پرسيدم ، فرمود : چون پيامبر (ص) مرگش را به من خبر داد ، گريستم ، پس از گريه ام به من خبر داد كه نخستين كسى كه او را ملاقات كند من هستم ، در نتيجه خنديدم.

29- پيامبر ، پدر فرزندان زهرا :
فاطمه (س) از پيامبر اكرم (ص) نقل كرده كه فرمود :
همانا خداوند عَزَّ وَ جَلَّ ذرّيّه هر يك از فرزندان مادرى را سبب ارتباط و خويشاوندى قرار داده كه به وسيله آن ذرّيّه به او منسوب مى شوند ، مگر فرزندان فاطمه (س) كه من سرپرست و خويشاوند آنها هستم. [و به من منسوب مى شوند]

30- خوشبخت واقعى :
فاطمه (س) از پيامبر اكرم (ص) نقل كرده كه فرمود : اين جبرئيل (عليه السلام) است كه مرا خبر مى دهد :
همانا خوشبخت ، تمام خوشبخت و خوشبخت واقعى ، كسى است كه على را ، در زندگى ام و پس از مرگم ، دوست داشته باشد.

31- پيامبر در جمع اهل بيت :
بر رسول خدا (ص) وارد شدم، جامه اى را گستراند و فرمود : بنشين، در اين وقت حسن (عليه السلام) آمد ، فرمود : نزد مادرت بنشين ، بعداً حسين (عليه السلام) آمد. فرمود : با اينها بنشين. پس على (عليه السلام) آمد. فرمود : تو نيز با اينان بنشين ، آن گاه اطراف جامه را گرفت و روى ما انداخت. فرمود : خدايا ! اينها از منند و من از اينهايم ، خدايا ! از اينان راضى باش ، همان طور كه من از اينها راضى ام.

32- دعاى پيامبر در وقت ورود و خروج از مسجد :
فاطمه (س) فرموده است :
پيامبر اكرم (ص) چون داخل مسجد مى شد مى فرمود : «به نام خدا ، خدايا بر محمّد درود فرست و گناهانم را بيامرز و درهاى رحمتت را برايم باز كن!» و چون خارج مى شد مى فرمود : «به نام خدا ، خدايا بر محمّد درود بفرست و گناهانم را بيامرز و درهاى بخششت را برايم باز كن!»

33- سحر خيزى :
رسول خدا (ص) بر من گذشت ، در حالى كه در خواب صبحگاهى بودم ، مرا با پايش تكان داد و فرمود :
دخترم ! برخيز شاهد رزق و روزى پروردگارت باش و از غافلان مباش ، زيرا كه خداوند روزى هاى مردم را بين طلوع فجر تا طلوع آفتاب تقسيم مى كند.

34- مريض در پناه خدا :
فاطمه(س) فرموده است : پيامبر اكرم(ص) فرمود :
چون بنده خدا بيمار گردد ، خداوند به فرشتگانش وحى مى كند : قلم تكليف را از بنده ام ـ تا وقتى كه در عهد و پيمان من است ـ برداريد ، زيرا خودم او را بازداشت نموده تا جانش را بگيرم يا آزادش گذارم. پدرم مى فرمود : خداوند به فرشتگانش وحى فرستاد كه براى بنده بيمارم پاداش كارهايى را كه در وقت سلامتش انجام مى داد ، بنويسيد.

35- نرمخويى در مقابل ديگران و احترام به زنان :
پيامبر اكرم (ص) فرموده است : بهترين شما نرمخوترين شما به اطرافيان و بزرگوارترين شما به زنان است.

36- پاداش آزادى بردگان :
پيامبر اكرم (ص) فرمود : هر كه بنده مؤمنى را آزاد كند ، به اِزاى هر عضوى از آن بنده ، عضوى از او از آتش جهنّم آزاد گردد.

37- زمان استجابت دعا :
رسول خدا(ص) فرمود : در روز جمعه ساعتى است كه بنده مسلمان در آن وقت چيزى از خدا نخواهد مگر آن كه خداوند به او عطا گرداند، و آن وقتى است كه نيمه خورشيد به سوى مغرب نزديك گردد.

38- سستى در نماز  :

از پدرم رسول خدا(ص)درباره مردان و زنانى كه در نمازشان سستى و سهل انگارى مى كنند، پرسيدم.
آن حضرت فرمودند :
هر زن و مردى كه در امر نماز ، سستى و سهل انگارى داشته باشد ، خداوند او را به پانزده بلا مبتلا مى گرداند :
1ـ خداوند ، بركت را از عمرش مى گيرد.
2ـ خداوند ، بركت را از رزق و روزى اش مى گيرد.
3ـ خداوند ، سيماى صالحين را از چهره اش محو مى كند.
4ـ هر كارى كه بكند بدون پاداش خواهد ماند.
5ـ دعايش مستجاب نخواهد شد.
6ـ برايش بهره اى از دعاى صالحين نخواهد بود.
7ـ ذليل خواهد مُرد.
8ـ گرسنه جان خواهد داد.
9ـ تشنه كام خواهد مرد ، به طورى كه اگر با همه نهرهاى دنيا آبش دهند ، تشنگى اش برطرف نخواهد شد.
10ـ خداوند ، فرشته اى را برمى گزيند تا او را در قبرش ناآرام سازد.
11ـ قبرش را تنگ گرداند.
12ـ قبرش تاريك باشد.
13ـ خداوند فرشته اى را برمى گزيند تا او را به صورتش به زمين كشد ، در حالى كه خلايق به او بنگرند.
14ـ به سختى مورد محاسبه قرار گيرد.
15ـ و خداوند به او ننگرد و او را پاكيزه نگرداند و او را عذابى دردناك باشد.

39- شكست ظالم :
فاطمه (س) فرمود: پيامبر اكرم (ص) فرموده است : دو سپاه ستمگر به هم نرسند ، مگر آن كه خداوند آن دو را به حال خود واگذارد و باكى نداشته باشد كه كدام يك پيروز گردد. و دو سپاه ستمگر به هم نرسند ، مگر آن كه هزيمت و شكست از آنِ سپاه ظالم تر باشد.

40- بخشى از خطبه زهرا (س) :
حضرت زهرا (س) در آن سخنرانى معروفش در مسجد فرمود :
خداوند ايمان را براى تطهير شما از شرك قرار داد و نماز را براى پاك شدن شما از تكبّر و زكات را براى پاك كردن جان و افزونى رزقتان و روزه را براى تثبيت اخلاص و حجّ را براى قوّت بخشيدن دين و عدل را براى پيراستن دلها و اطاعت ما را براى نظم يافتن ملّت و امامت ما را براى در امان ماندن از تفرقه و جهاد را براى عزّت اسلام و صبر را براى كمك در استحقاق مزد و امر به معروف را براى مصلحت و منافع همگانى و نيكى كردن به پدر و مادر را سپر نگهدارى از خشم و صله ارحام را وسيله ازدياد نفرات و قصاص را وسيله حفظ خونها و وفاى به نذر را براى در معرض مغفرت قرار گرفتن و به اندازه دادن ترازو و پيمانه را براى تغيير خوى كم فروشى و نهى از شرابخوارى را براى پاكيزگى از پليدى و دورى از تهمت را براى محفوظ ماندن از لعنت و ترك سرقت را براى الزام به پاكدامنى و شرك را حرام كرد براى اخلاص به پروردگارى او ، بنابراين ، از خدا آن گونه كه شايسته است بترسيد و نميريد ، مگر آن كه مسلمان باشيد و خدا را در آنچه به آن امر كرده و آنچه از آن بازتان داشته است اطاعت كنيد ، زيرا كه :
«از بندگانش ، فقط آگاهان، از خدا مى ترسند.» (سوره فاطر آيه 28)


برچسب‌ها: ولادت, ائمّه, حضرت فاطمه, حضرت فاطمه زهراء, حضرت زهراء, ولادت حضرت فاطمه زهراء, میلاد, حدیث

لينک ثابت

نوشته شده در ساعت 23:8 توسط دوستدارمهدی(عج)وسربازکریم آل زهرا حسن(ع)

آقا معلمی که با همه فرق داشت

سه شنبه 1391/02/19
 آقا معلمی که با همه فرق داشت
آقا معلم که روزگاری به دنبال شیک‌ترین مدهای لباس و مدل مو بود، در کمک به روستاییان سیل‌زده چنان غرق کار می‌شد که دیگر برایش مهم نبود سرتاپایش در خاک و گل فرو رفته است.

به گزارش شناخت رهبری به نقل از فارس، شهید معلم «امیرحسین عظیمی» فرزند محمد در 4 فروردین 1337 در محله‌ای همجوار حرم حضرت عبدالعظیم حسنی (ع) در شهرری به دنیا آمد؛ وی پس از پایان تحصیلاتش در دانشسرایی در حوالی جاده ورامین، برای خدمت سربازی به شهرستان گرگان اعزام شد که به قول خودش زجرآورترین دوره سربازی را در دوره طاغوت گذراند.

 

شهید عظیمی؛ در دانشسرا

اما گذراندن خدمت سربازی هم تغییری در روحیاتش ایجاد نکرد و او به قدری به پوشیدن لباس‌های شیک و گران اهمیت می‌داد که هر شب با ماشین پدرش به محله‌های بالای شهر می‌رفت و هر روز بعداز ظهر با دوستانش قرار می‌گذاشت تا با ماشین پدرش به فرحزاد، درکه یا دربند بروند.

 

 

مادرش می‌گوید «امیرحسین خوشگذرانی می‌کرد اما هیچ وقت لب به سیگار نزد یا با هیچ نامحرمی ارتباط برقرار نکرد و حرام در خوشی‌هایش جایی نداشت».

 


امیر حسین یکبار از پدرش خواست برایش ماشین بخرد و پدرش در یکی از سفرهایش به کویت برای او یک «گالانت آلبالویی رنگ» خرید و آن را به امیرحسین هدیه کرد.

امیرحسین چند ماه بعد از پیروزی انقلاب اسلامی، گذرش به منبر حاج شیخ حسین انصاریان در مهدیه تهران افتاد و همین، زمینه تحولات روحی امیرحسین را فراهم کرد. او مدتی بعد لباس‌هایش را به فقرا ‌بخشید و حتی پوشش خود را تغییر داد و با نیت خدمت به خلق خدا به اداره آموزش و پرورش رفت.

 

شهید عظیمی بعداز تحول و دگرگونی

 

شهید عظیمی از آموزش و پرورش به یکی از روستاهای درسن ‌آباد در اطراف قوچ‌حصار از مناطق محروم خارج از تهران بود، اعزام شد؛ او معلم کلاسی بود که شاگردانش چند دختر و پسر بچه بودند؛ وی ماه‌های پایانی عمر خود را با کودکان محروم ‌گذراند به طوری که دیگر خود را جدا از آنها نمی‌دانست.

 

حتی از غذای آنان می‌خورد و با آنها بازی می‌کرد. حالا امیرحسینی که روزگاری آرایش مو و لباسش جزو واجباتش بود، وقتی به کمک اهالی سیل‌زده روستای درسن ‌آباد می‌رفت برایش مهم نبود که سرتا پایش در خاک و گل فرو رفته است.

 

شهید عظیمی؛ مجروحیتش در جبهه

هم سفره شدن با خانواده‌های مستضعف و کمک به آنها جزو برنامه‌های اصلی امیرحسین شده بود؛ او برای اوج ‌گرفتن و برای پرواز به هر دری می‌زد.

 

شهید عظیمی؛ حضور در منطقه عملیاتی

 

او پس از این به جبهه‌ اعزام شد و پس از بارها اعزام به مناطق عملیاتی و یک بار مجروحیت، در تاریخ 13 اسفند سال 1362 در عملیات خیبر، رو در روی دشمن ایستاد و ‌جنگید و عاقبت گلوله‌ای سفیر رهایی‌ آخرین قطعه وجودش از زمین و زمینیان شد و در قلبش خانه کرد.

 

پیکر مطهر شهید امیرحسین عظیمی

اینک سال‌هاست که پیکر مطهر این معلم شهید در قطعه 26 گلزار شهدای بهشت زهرا (س) آرام گرفته است. در بخشی از وصیت‌نامه شهید «امیرحسین عظیمی» آمده است: درود به امام زمان (عج) نایب بر حقش امام خمینی که ما جوانان را از لجن‌زار گناه و معصیت بیرون کشید و راه راست و مورد پسند پروردگارمان را به ما نشان داد.


برچسب‌ها: روز معلّم, هفته معلّم, آقا معلّم, فرق, شهید معلّم, شهدا

لينک ثابت

نوشته شده در ساعت 19:32 توسط دوستدارمهدی(عج)وسربازکریم آل زهرا حسن(ع)

مرد مینیاتوری در دیدار با رهبر انقلاب+عکس

سه شنبه 1391/02/19

مرد مینیاتوری در دیدار با رهبر انقلاب+عکس

خاطرات خواندنی عموپورنگ و امیرمحمد در دیدار با رهبری +‌ عکس

این خاطرات به نقل از خود امیر محمد است.

خاطرات شیرین و جالبی است حتما مطالعه کنید.


خاطره دیدار با حضرت آیت‌الله خامنه‌ای مربوط به سال ۸۵ است. یکی دو روز بعد از این که عمو‌پورنگ و گروه هنرمندان از سفر حج واجب برگشتند، خدمت آقا رسیدیم البته من اصلا در جریان نبودم. شب قبلش تهیه‌کننده تماس گرفت و گفت فردا ساعت ۹ صبح آماده باش که می‌خواهیم برای دیدار با آقا به بیت رهبری برویم.

همه خانواده با شنیدن این خبر خوشحال شدند. برای خودم هم عجیب بود چون همیشه دوست داشتم آقا را از نزدیک ببینم. خلاصه روز بعد من، عمو و آقای آقاجانزاده (تهیه‌کننده برنامه)‌ همراه با آقایان حسن پورشیرازی ـ که آن موقع با ایفای نقش شوکت در سریال نرگس چهره شده بود ـ کمال تبریزی،‌ سیروس مقدم، فرزاد جمشیدی، سهیل محمودی، دکتر میرباقری (معاون وقت سیما)‌ و… وارد سالن کوچکی که مخصوص مهمانان بیت بود، شدیم و منتظر ماندیم. آقا که تشریف آوردند تا چشم‌شان به من افتاد فرمودند: «به‌به!‌ مرد مینیاتوری!» در این لحظه عمو بغلم کرد تا با آقا روبوسی کنم.

ایشان همه مهمانان را با کارهایشان می‌شناختند و بخش زیادی از صحبت‌هایشان را به برنامه ما اختصاص دادند و بر تولید شادی سازنده برای بچه‌ها تاکید کردند و گفتند: «برنامه خوبی دارید. نوه‌هایم کارهایتان را می‌بینند.» سپس از اجرای شاد، مسلط و دارای جهت و هدف عمو تشکر کردند و با اشاره به من از عمو پورنگ پرسیدند: «ایشان را از کجا پیدا کردید و همراه خودتان کردید؟»

قبل از این که عمو جواب بدهد، گفتم از تو لپ‌لپ! و همه خندیدند. در پایان جلسه هم دوباره جلو رفتم و به آقا گفتم چفیه‌تان را به من بدهید. ایشان هم فرمودند: «چشم‌چشم» و دادند منتها عمو چفیه را از من گرفت تا ببرد خانه و به ۳ قسمت تقسیم کند و سهم هر کس را برایش بیاورد، اما برد که برد و دیگر نیاورد. البته ۵ سال بیشتر نگذشته و احتمالا هنوز دارد دنبال قیچی می‌گردد (با خنده)‌ آقای جمشیدی هم خودکار آقا را به عنوان یادگاری گرفت.

ضمیمه قاب کوچک – جام جم


برچسب‌ها: آقا, مقام معظّم رهبری, عمو پورنگ, امیر محمّد, کودک, برنامه کودک, کودکانه, دیدار با رهبر

لينک ثابت

نوشته شده در ساعت 14:41 توسط دوستدارمهدی(عج)وسربازکریم آل زهرا حسن(ع)

حکایت 4 : همه چهار زن دارند!!!

یکشنبه 1391/02/17
800x600

همه چهار زن دارند‌ !

‌روزي روزگاري تاجر ثروتمندي بود كه 4 زن داشت.

زن چهارم را از همه بيشتر دوست داشت و او را مدام با خريدن جواهرات گران قيمت و غذاهاي خوشمزه خوشحال مي‌كرد. بسيار مراقبش بود و بهترين چيزها را به او مي‌داد.‌‌

زن سومش را هم خيلي دوست داشت و به او افتخار مي‌كرد. اگرچه واهمه شديدي داشت كه روزي او تنهايش بگذارد.

واقعيت اين است كه او زن دومش را هم بسيار دوست داشت. او زني بسيار مهربان بود كه دائما نگران و مراقب همسرش بود. مرد در هر مشكلي به او پناه مي‌برد و او نيز به تاجر كمك مي‌كرد تا گره كارش را بگشايد و از مخمصه بيرون بيايد.

اما زن اول مرد، زني بسيار وفادار و توانا بود كه در حقيقت عامل اصلي ثروتمند شدن او و موفق بودنش در زندگي بود كه اصلا مورد توجه مرد نبود. با اينكه از صميم قلب عاشق شوهرش بود اما مرد تاجر به ندرت وجود او را در خانه اي كه تمام كارهايش با او بود حس مي‌كرد و تقريبا هيچ توجهي به او نداشت.

روزي مرد احساس مريضي كرد و قبل از آنكه دير شود فهميد كه به زودي خواهد مرد. به دارايي زياد و زندگي مرفه خود انديشيد و با خود گفت: ‌"من اكنون 4 زن دارم، اما اگر بميرم ديگر هيچ كسي را نخواهم داشت و تنها و بيچاره خواهم شد"! بنابراين تصميم گرفت با زنانش حرف بزند و براي تنهايي‌اش فكري بكند.

اول از همه سراغ زن چهارم رفت و گفت:"من تورا بيشتر از همه دوست دارم و از همه بيشتر به تو توجه كرده ام و انواع راحتي ها را برايت فراهم آورده ام ، حالا در برابر اين همه محبت من آيا در مرگ با من همراه مي‌شوي تا تنها نمانم؟"زن به سرعت گفت : " هرگز" و مرد را رها كرد.

ناچار با قلبي كه به شدت شكسته بود نزد زن سوم رفت و گفت:‌"من در زندگي تو را بسيار دوست داشتم آيا در اين سفر همراه من خواهي آمد؟"زن گفت: " البته كه نه! زندگي در اينجا بسيار خوب است. تازه من بعد از تو مي‌خواهم دوباره ازدواج كنم " قلب مرد يخ كرد.

مرد تاجر به زن دوم رو آورد و گفت:"تو هميشه به من كمك كرده اي . اين بار هم به كمكت نياز شديدي دارم شايد تو از هميشه بيشتر مي‌تواني در مرگ همراه من باشي؟ "زن گفت :" اين بار با دفعات ديگر فرق دارد . من نهايتا مي‌توانم تا گورستان همراه جسم بي جان تو بيايم اما در مرگ،...متاسفم"! گويي صاعقه اي به قلب مرد آتش زد.

در همين حين صدايي او را به خود آورد:"من با تو مي‌مانم ، هرجا كه بروي"، تاجر نگاهش كرد، زن اول بود كه پوست و استخوان شده بود ، انگار سوءتغذيه، بيمارش كرده باشد. غم سراسر وجودش را تيره و ناخوش كرده بود و هيچ زيبايي و نشاطي برايش باقي نمانده بود . تاجر سرش را به زير انداخت و آرام گفت:" بايد آن روزهايي كه مي‌توانستم به تو توجه مي‌كردم و مراقبت بودم ..."

در حقيقت همه ما چهار زن داريم!

الف: زن چهارم بدن ماست كه مهم نيست چقدر زمان و پول صرف زيبا كردن او بكنيم وقت مرگ، اول از همه او ما را ترك مي‌كند.

ب: زن سوم دارايي‌هاي ماست. هر چقدر هم برايمان عزيز باشند وقتي بميريم به دست ديگران خواهد افتاد.

ج : زن دوم كه خانواده و دوستان ما هستند. هر چقدر هم صميمي و عزيز باشند ، وقت مردن نهايتا تا سر مزارمان كنارمان خواهند ماند.

د: زن اول كه روح ماست. غالبا به آن بي توجهيم و تمام وقت خود را صرف تن و پول و دوست مي‌كنيم.او ضامن توانمندي هاي ماست اما ما ضعيف و درمانده رهايش كرده ايم تا روزي كه قرار است همراه ما باشد، اما ديگر هيچ قدرت و تواني برايش باقي نمانده است.

نتیجه اخلاقی : بیایید فقط کمی به فکر روح خود باشیم.


برچسب‌ها: حکایت, حکایت 4, حکمت, نتیجه اخلاقی, همه چهار زن دارند

لينک ثابت

نوشته شده در ساعت 14:34 توسط دوستدارمهدی(عج)وسربازکریم آل زهرا حسن(ع)

سخنان زیبای اﺋمه معصوم و بزرگان در وصف مقام معلم

سه شنبه 1391/02/12

حضرت امام جعفر صادق (ع) میفرمایند :

* هنگامیکه روز قیامت شود ، خداوند تمام انسان ها را جمع می کند وچون ترازوی اعمال نهاده شد ، خون شهیدان را با مرکب قلم عالمان و معلمان بسنجند ، ارزش مرکب آنان بر خون شهیدان فزونی خواهد داشت . « این ارزش بدان جهت است که شهیدان »

حضرت امام سجاد (ع) می فرمایند :

* حق معلم بر تو آن است که همواره ، با دیده ی تعظیم و تکریم بر او بنگری ، مجلس او را گرامی بداری و به سخنانش با دقت گوش دهی ، رو به جانب او بنشینی و صدایت را در حضورش بلند نکنی .

*  حضرت سجاد (ع) در فرمایشات خود سفارش بسیاری در حفظ حقوق معلم از سوی شاگردان دارند و می فرماید: حق کسی که عهده دار تعلیم توست آن است که او را بزرگ شماری و مجلس او را سنگین بداری و نیکو به وی گوش فرا دهی و روی خود را بر او کنی و با او بلند سخن نگویی و کسی را که از او چیزی می پرسد، تو پاسخ ندهی و بگذاری که خود او پاسخ گو باشد و در مجلس او با هیچ کس به صحبت ننشینی و در محضر او بدگویی از کسی نکنی و اگر از او در نزد تو بدگویی شد، از او دفاع کنی و عیب پوشش باشی و فضایل و مناقب او را آشکار کنی و با دشمنش همنشینی نکنی و با دوستش دشمنی نورزی؛ پس چون چنین کردی، فرشتگان خدای تعالی به سود تو گواهی خواهند داد که مقصد و مقصود تو از او و فرا گرفتن دانش او فقط برای خدا بوده نه به خاطر مردم .

حضرت امام خمینی (ره) :

* مقام معلم مقام والایی است ؛ مقامی است که بالاتر از مقام معلم نیست ؛ مقامی است که خداوند تبارک و تعالی از آن تعظیم فرموده است .

* معلمان خیلی مقام بزرگ دارند و خیلی مسئولیت بزرگ . اگر معلمان ما کوتاهی کنند در تعلیم ، مسئول هستند . معلمین هستند که می توانند مملکت را حفظ کنند .

* نقش معلم در جامعه، نقش انبیاست؛ انبیا هم معلم بشر هستند. تمام ملت باید معلم باشند؛ فرزندان اسلام تمام افرادش معلم باید باشند و تمام افرادش متعلم.

رهبر معظم انقلاب اسلامی،حضرت آیت الله العظمی خامنه ای ( مدظله العالی ):

* نگاه به معلم باید همان نگاه اسلامی باشد که در آن ، متعلم در مقابل معلم در اوج ادب ، سپاس گزاری و خضوع قرار دارد .

* در منطق اسلامی ، مسئله ی تعلیم و تربیت به معنای زندگی بخشیدن به فرد و جامعه است .

* نقش معلمان هنرمند و جهادگر و دلسوز در پیشرفت و تعالی جامعه ، از تبدیل خاک به طلا نیز ارزشمندتر است .

* دست توانای معلم است که چشم انداز آینده ما را ترسیم می کند. اگر می بینید که امیرمؤمنان، مولای متقیان علی (ع) می فرماید: من علمنی حرفاً فقد صیرنی عبداً؛   هرکس چیزی به من بیاموزد، مرا غلام خویش کرده است. این بیان برای ما درس است تا معلمان، قدر  خود را بدانند و تشخیص دهند که چقدر، وجود آنها در سرنوشت یک ملت مؤثر است.

استاد شهید مرتضی  مطهری:

* معلم باید نیروی فکری متعلم را پرورش دهد و او را به سوی استقلال رهنمون شود. باید قوه ابتکار او را زنده کند؛ یعنی در واقع، کار معلم آتش گیره دادن است. فرق است میان تنوری که شما بخواهید آتش از بیرون بیاورید و در آن بریزید تا آن را داغ کنید و تنوری که در آن هیزم و چوب جمع است و شما فقط آتش گیره از خارج می آورید و آن قدر زیر این چوب ها و هیزم ها قرار می دهید که اینها کم کم مشتعل شود.



برچسب‌ها: ائمّه, آقا, سخنان آقا, احادیث, روز معلّم, استاد شهید مرتضی مطهری, مقام معلّم, امامان

لينک ثابت

نوشته شده در ساعت 20:0 توسط دوستدارمهدی(عج)وسربازکریم آل زهرا حسن(ع)

اقامه عزای فاطمی در محضر مقام معظّم رهبری

شنبه 1391/02/09

اقامه عزای فاطمی در محضر مقام معظّم رهبری

با سلام.جای همه دوستانم خالی شب جمعه حسینیه امام خمینی (ره) ، در عزای مادر برای اوّلین بار آقارو از نزدیک دیدم البتّه زیاد نزدیک نبود ولی نورش به ما می تابید!
در این مراسم بعد از قرائت دعای توسل توسط آقای سماواتی، حجت الاسلام والمسلمین حاج علی اكبری و آقای مهدی سلحشور سخنرانی و نوحه سرایی كردند.
در مجلس عزای فاطمی كه از یكشنبه شب در حسینیه امام خمینی(ره) برپا شده بود سخنرانان و مداحان اهل بیت علیهم السلام، به تبیین شخصیت والای ام الائمه حضرت فاطمه سلام الله علیها، و ذكر مصائب و مناقب ایشان پرداختند.

برچسب‌ها: آقا, شهادت, شهادت حضرت فاطمه, حضرت فاطمه زهرا, حضرت زهرا, شهادت حضرت فاطمه زهرا, حسینیه امام خمینی

لينک ثابت

نوشته شده در ساعت 14:38 توسط دوستدارمهدی(عج)وسربازکریم آل زهرا حسن(ع)

زندگی نامه حضرت فاطمه زهراء (س)

شنبه 1391/02/02

بسم ربّ الفاطمه (س)


ایّام دهه دوم فاطمیه و شهادت امّ الائمّه حضرت صدّیقه طاهره فاطمه زهراء (سلام الله علیها) به آقا امام زمان(عجّل الله تعالی فرجه الشّریف) و ارباب غریبم امام حسن (علیه السّلام) و امام حسین (علیه السّلام) و به تمام مشتاقان و منتظران ظهور تسلیت باد.




اسم آن خانم، فاطمه است و براى آن بزرگوار هشت لقب ذكر كرده‏اند: صديقه، راضيه، مرضيه، زهرا، بتول، عذرا، مباركه و طاهره (1) . از بعضى روايات استفاده مى‏شود كه زكيه و محدثه از القاب آن خانم است و كنيه او ام ابيها است. (2)

عمر آن بزرگوار تقريبا هجده سال است. در روز جمعه بيستم جمادى الثانى سال دوم بعثت‏به دنيا آمد (3) و سال يازدهم از هجرت، سوم جمادى الثانى (4) به دست گردانندگان سقيفه بنى ساعده شهيد شد.

شخصيت‏حضرت زهرا را با اين بحث كوتاه نمى‏توان معرفى كرد و آنچه در اينجا آورده مى‏شود، قطره‏اى از درياى فضيلت آن صديقه شهيده است.

همه صفات او در انتهاى خوبى است:

بلغ العلى بكماله كشف الدجى بجماله حسنت جميع خصاله صلوا عليه و آله

مادرى چون خديجه دارد كه بايد گفت اسلام مرهون زحمات آن بزرگوار است. مادرى كه سه سال، مسلمانان محصور در شعب ابى طالب را اداره كرد و همه اموال خود را در اين راه خرج كرد. مادرى كه چندين سال در مكه با آن مصيبتهاى كمر شكن ساخت، و دوش بدوش رسول اكرم، اسلام را يارى فرمود و در اين راه سنگها به بدن مباركش فرود آمد، بى حرمتيها به او وارد شد، شماتتها در اين راه ديد و هرچه اين اتفاقات بيشتر مى‏شد، صبر و استقامت او زيادتر مى‏گشت.

مورخين نوشته‏اند كه وقتى اراده حق تعالى به خلقت زهرا سلام الله عليها تعلق گرفت، پيامبر گرامى مامور شد كه چهل شبانه روز در كوه حرا به رياضت دينى پردازد. (5)

حضرت خديجه در خانه خود، از مردم گوشه گرفته و به عبادت مشغول بود و پيامبر گرامى در كوه حرا، پس از آن مدت فرمان آمد كه پيامبر به خانه بازگردد. از عالم ملكوت براى آنان غذا آوردند. سپس نور زهرا به حضرت خديجه منتقل شد.

زهرا علاوه بر آنكه در دامن مادرى فداكار، با گذشت و با استقامت، و در دامن پدرى چون پيامبر گرامى پرورش يافت، محيط زندگى او محيط پر تلاطمى بود. مكه با آن مصيبتها و حوادث ناگوار، محيط پرورش او بود. در شعب ابى طالب با آن حوادثى زندگى كرد كه اميرالمومنين در نهج البلاغه آنجا را براى معاويه چنين توصيف مى‏كند: «شما ما را سه سال در ميان آفتاب زندانى كرديد، به طورى كه بچه‏هاى ما از گرسنگى و تشنگى مردند، بزرگان ما پوست گذاردند، صداى آه و ناله زنها و بچه‏ها بلند بود...» روشن است‏بچه‏اى كه در اين چنين محيطى پرورش يابد; مخصوصا اگر مربى‏اى چون پيامبر گرامى داشته باشد، استقامت او، صبر او و سعه صدر او زياد خواهد بود:

ناز پرورده تنعم نبرد راه به دوست عاشقى شيوه رندان بلاكش باشد

زهرا سلام الله عليها از نظر همسر و مصاحب، و از نظر اولاد صالح نيز، فوق العاده است. شوهرى چون اميرالمومنين دارد كه بيش از سيصد آيه از قرآن شريف درباره او نازل شده. (6)

شوهرى كه از نظر تاريخ، قطعى است كه اسلام مرهون او است. شوهرى كه به اقرار خود اهل تسنن، عمر بيش از هفتاد مرتبه در مواقع مختلفه گفته: لولا على لهلك عمر. (7)

فرزندانى چون حسن، حسين، زينب و كلثوم دارد كه اگر نبودند، قطعا اسلام نبود و به گفته امام حسين و على الاسلام السلام (8) زهرا از نظر فرزند، ام الائمه است، سر مستودع است، مادر عصاره عالم خلقت، حضرت بقية الله عجل الله تعالى فرجه الشريف است.

از نظر فضايل انسانيت، چه مى‏توان گفت در حق كسى كه پيامبر گرامى (ص) كرارا درباره‏اش فرموده است: ان الله اصطفيك و طهرك و اصطفيك على نساء العالمين. (9)

همانا خداوند تو را برگزيده و پاكيزه و معصوم گردانيده و تو را بر همه زنها رجحان داده است.

اگر براى فضيلت زهرا چيزى جز سوره كوثر نبود، زهرا را بس بود كه بگويد نزد خداوند افضل و برتر از عالميانم.

انا اعطيناك الكوثر فصل لربك و انحر ان شانئك هو الابتر. (10)

همانا كوثر را بر تو ارزانى داشتيم، پس براى پروردگارت نماز گزار و قربانى كن، به درستى كه بدخواه تو دنباله بريده است.

زهرا از نظر ايمان، راضيه و مرضيه است:

«يا ايتها النفس المطمئنة ارجعى الى ربك راضية مرضية فادخلى فى عبادى و ادخلى جنتي‏». (11)

«اى نفس مطمئنه! - كه به مقام شهود رسيده‏اى - بيا به سوى پروردگارت خشنود شده، و داخل در زمره بندگان من شو و داخل شو در بهشت من.» ما بايد بدانيم كه القاب چهارده معصوم، كنيه‏هاى آنان و اسماء آنان بى سبب نيست. همه آنها سر دارد. معنى ندارد زهرا، صديقه; زكيه; طاهره; محدثه و ... نباشد و به اين‏گونه لقبها متصف شود. اگر جبرئيل نيايد و با او محادثه نكند و به او محدثه بگويند، دروغ است: تعالى الله عما يقول غير العارفين فى حقهم، و معنى ندارد كسى محدثه باشد و ايمانش به مرتبه شهود نرسيده باشد.

زهرا از نظر علم داراى مصحف است

از نظر روايات، كتابهايى نزد ائمه طاهرين است كه از جمله آن كتابها مصحف فاطمه سلام الله عليها است.

اين كتاب را ائمه به آن افتخار مى‏كرده‏اند و مى‏گفتند: علم ما كان و يكون و ما هو كائن در آن است; و به خط اميرالمؤمنين و املاى حضرت زهرا سلام الله عليهما مى‏باشد. (12)

زهرا از نظر زهد

شبى كه زهرا به خانه اميرالمومنين مى‏رفت، اميرالمومنين فرش خانه‏اش را از شن تهيه كرد و رسول اكرم جهازيه‏اى براى زهرا سلام الله عليها تهيه فرمود كه همه آن جهازيه شصت و سه درهم مى‏شد.

جهازيه عبارت بود از:

1- عبا 2- مقنعه 3- پيراهن 4- حصير 5- پرده 6- لحاف 7- دستك 8- بالش 9- آفتابه 10- آب خورى 11- كوزه 12- كاسه 13- آسياى دستى 14- مشك آب 15- حوله 16- پوست گوسفند.

پيامبر گرامى چون جهازيه را ديد از چشمهاى مباركش اشك جارى شد و فرمود: «خدايا اين جهازيه را كه غالب آن از گل است مبارك كن!» (13) زهرا به خانه شوهر مى‏رود و در وسط راه پيراهنى را كه از جمله جهازيه او است، به فقير مى‏دهد و با همان پيراهن كهنه‏اى كه داشت‏به خانه اميرالمؤمنين رهسپار مى‏شود. (14)

شب عروسى پايان گرفت و صبح، پيامبر گرامى به ديدن زهرا آمد و هديه آورد. هديه پيامبر گرامى اين بود: على فاطمة خدمت ما دون الباب و على على خدمت ما خلفه.

كارهاى داخل خانه براى فاطمه است و كارهاى خارج از خانه براى على.

زهرا از اين هديه، ازاين تقسيم كار به قدرى خشنود شد كه فرمود:

ما يعلم الا الله ما داخلنى من السرور (15)

جز خداوند كسى نمى‏داند كه از اين تقسيم كار چقدر خشنودم.


عبادت زهرا

در روايات آمده است كه زهرا به قدرى روى پا ايستاد و عبادت كرد كه پاهاى او متورم شد (16) امام حسن عليه السلام مى‏گويد، مادرم از اول شب تا صبح عبادت مى‏كرد و هرگاه از نماز فارغ مى‏شد، به ديگران دعا مى‏كرد. از او پرسيدم كه چرا به ما دعا نكرديد؟ فرمود: عزيز من اول ديگران، سپس ما - الجار ثم الدار. - (17)

تسبيح حضرت زهرا سلام الله عليها بسيار با فضيلت است. امام صادق عليه السلام فرموده:

«تسبيح جده‏ام زهرا سلام الله عليها نزد من از هزار ركعت نماز بهتر است‏» . (18)

مى‏گويند: زهرا براى كمك، خادمه‏اى لازم داشت و گرفتن خادم و خادمه در آن زمان رايج و بلكه لازم بود. چون زهرا سلام الله عليها بر رسول الله وارد شد قبل از آنكه در اين مورد چيزى بگويد، پيامبر فرمود: زهرا جان مى‏خواهى چيزى به تو ياد دهم كه بهتر از دنيا و آنچه در آن است‏باشد؟ و تسبيح مشهور را به او ياد داد.

زهرا سلام الله عليها با خوشحالى تمام به خانه بازگشت و به اميرالمومنين عرض كرد با دعايى كه از پدرم صلوات الله عليه گرفته‏ام، خير دنيا نصيب من شده است.

سخاوت و ايثار زهرا

مفسرين شيعه و سنى اتفاق دارند كه روزى زهرا سلام الله عليها با اطرافيانش روزه بودند. در هنگام افطار فقيرى رسيد و از آنها چيزى خواست. زهرا، شوهرش، بچه‏هايش و خادمه‏اش افطار خود را به آن گدا دادند. زهرا براى افطار روز بعد نانى تهيه كرد. يتيمى آمد، زهرا نان را به يتيم داد در مرتبه سوم نانى تهيه نمود اسيرى آمد و افطار خود را به او داد و بالاخره هر سه شب را بدون افطار صبح كرد و آيه شريفه نازل شد «و يطعمون الطعام على حبه مسكينا و يتيما و اسيرا. انما نطعمكم لوجه الله لا نريد منكم جزاءا و لا شكورا!» (19) «و اطعام كردند طعامى را كه دوست داشتند به مسكين و يتيم و اسير جز اين نيست كه اين كار را فقط براى خدا مى‏كنيم و از شما جز او سپاسى نمى‏خواهيم‏» . (20)

تفسير كنيه و اسم حضرت زهرا(س)

براى القاب زهرا، تفسيرها، تاويلها و گفتگوها چندان است كه در اين نوشته مجال بازگو كردن همه آن نيست فقط به طور فشرده به تفسير كنيه و اسم ايشان مى‏پردازيم.

زهرا را ام ابيها گفته‏اند و اين كنيه را كه افتخارى بر آن حضرت است، پيامبر گرامى به ايشان داده است. (21)

ام ابيها به معناى «مادر پدرش‏» ; يعنى زهرا مادر پدر خويش است. اين كنيه معانى مختلفى دارد اما بهترين معنى همان است كه پيامبر (ص) به اين كنيه داد يعنى: «زهرا علت غايى جهان هستى است.» و اگر كسى ادعا كند كه واسطه فيض عالم هستى نيز هست، ادعاى او بدون دليل به گزاف نيست.

واما فاطمه، فاطمه را فاطمه گفته‏اند و اين تسميه اسرارى دارد و همه آن اسرار از روايات بهره‏مند است:

1- سميت فاطمة فاطمة لانها فطمت من الشر (22)

فاطمه، فاطمه ناميده شده است; چرا كه از شر بريده و جدا است.

اين جمله اشاره به عصمت زهرا سلام الله عليها است; زيرا مسلما معصومه است و آيه «انما يريد الله ليذهب عنكم الرجس اهل البيت و يطهركم تطهيرا» (23) درباره او است. (24)

2- سميت فاطمة لانها فطمت عن الطمث. (25)

فاطمه را فاطمه گويد زيرا بريده است از خونى كه زنها مى‏بينند. اين تفسير اشاره به طهارت ظاهرى زهرا سلام الله عليها است; زيرا از نظر روايات، چنانچه زهرا مطهره بود از نظر معنى، طاهره بود از خون حيض، نفاس و استحاضه.

3- سميت فاطمة فاطمة لانها فطمت عن الخلق فاطمه را فاطمه گفتند، براى اينكه بريده شده بود از خلق.

اين تفسير اشاره به مقام فنا و لقاى زهراى مرضيه است. كسى كه در دل او هيچ كس جز خدا نبود دل او فقط مشغول به خدا است.

4- سميت فاطمة فاطمة لان الخلق فطموا عن كنه معرفتها.

فاطمه، فاطمه نام گرفت; زيرا مردم از معرفت او بريده شده‏اند و قدرت بر شناخت‏حقيقت او ندارند و اين تفسير اشاره به همان مقامى دارد كه به واسطه آن مقام ام ابيها ناميده شده است.

5- سميت فاطمة فاطمة لانها فطمت هى و شيعتها عن النار. (26)

فاطمه را فاطمه گفتند; چون شيعيان خود را از آتش مى‏رهاند و نجات مى‏دهد. اين تفسير اشاره به شفاعت اوست.

6- سميت فاطمة فاطمة لان اعدائها فطموا عن حبها

فاطمه را فاطمه گفتند، چون دشمنان او بريده مى‏شوند ازمحبت او، و روشن است كه كسى كه محبت اهل بيت را ندارد به رو در آتش انداخته مى‏شود.

در حق فاطمه چه توان گفت كه پيامبر گرامى صلى الله عليه و اله و سلم چون بر زهرا سلام الله عليها وارد مى‏شد يا زهرا سلام الله عليها بر او وارد مى‏شد، چهره زهرا سلام الله عليها و دست زهرا سلام الله عليها را مى‏بوسيد و او را استقبال مى‏كرد و به جاى خود مى‏نشانيد. (27)

و مى‏فرمود: من بوى بهشت را از سينه زهرا استشمام مى‏كنم، ولى همين زهرا سلام الله عليها به قدرى براى ديگران متواضع است كه وقتى اميرالمؤمنين عليه السلام از او اجاره مى‏خواهد كه كسانى بر خانه زهرا سلام الله عليها وارد شوند، زهرا با آنكه ازاين ملاقات سخت‏بيزار است; (28) اما چون على عليه السلام مى‏خواهد آن بانوى متواضع درمقابل شوهر مى‏گويد: خانه، خانه تو و من هم كنيز تو هستم. (29)

زنى مى‏آيد و از زهرا سلام الله عليها مساله‏اى سوال مى‏كند اما چون بيمارى فراموشى دارد، ده بار برمى‏گردد و مساله را سوال مى‏كند در بار دهم از زهرا سلام الله عليها عذر خواهى مى‏كند و زهرا در جواب مى‏فرمايد: «در هر بار، پروردگار عالم به من پاداشهاى زيادى عنايت مى‏كند پس تكرار سوال تو عذر ندارد» . (30)

زهرا سلام الله عليها وقتى پدر بزرگوارش فضه خادمه را به او داد به دستور پدر كارهاى خانه را قسمت كرد: يك روز زهرا سلام الله عليها كارها را انجام مى‏داد و روز ديگر نوبت فضه بود. (31)

نبايد فراموش شود و بانوان بايد بدانند كه زهرا سلام الله عليها و همه اهل بيت عليهم السلام سرمشق زندگى ما هستند، همه بايد از پيامبر گرامى و خاندان او سرمشق بگيرند.

قرآن چنين دستور مى‏دهد:

لقد كان لكم فى رسول الله اسوة حسنة لمن كان يرجوا الله و اليوم الاخر... (32)

به تحقيق كه رسول خدا سرمشق است‏براى كسانى كه اميد به خدا و روز جزا دارند.

ما اگر سعادت دو جهان را بخواهيم بايد پيرو رسول اكرم و اهل بيت گرامى او باشيم. بانوان اسلامى وقتى به سعادت مى‏رسند كه در عفت، ايثار، فداكارى، مردم دارى، شوهر دارى، خانه دارى وتربيت اولاد، پيرو زهرا سلام الله عليها باشند.

صاحب وسايل الشيعه در جلد دوم وسايل قضيه‏اى از زهرا سلام الله عليها نقل مى‏كند كه همه مخصوصا بانوان اسلامى بايد به آن توجه داشته باشند.

مضمون همه روايات چنين است: «فضه خادمه در روزهاى آخر عمر زهرا، سلام الله عليها او را مهموم و مغموم يافت. علت را پرسيد زهرا گفت: «چون جنازه مرا بلند مى‏كنند حجم بدن من نمايان است و نامحرم حجم بدن مرا مى‏بيند.» فضه مى‏گويد شكل عمارى را براى زهرا رسم كردم و گفتم: در عجم رسم است افراد باشخصيت را در عمارى مى‏گذارند. زهرا شاد شد، تبسم نمود و وصيت كرد كه جنازه او را در عمارى بگذارند.

همه مى‏دانيم كه وصيت مؤكد كرد كه اميرالمؤمنين عليه السلام او را شب غسل دهد و كفن و دفن كند و كسى را هم خبر نكند. (33)

---------------------------------------

پى‏نوشت‏ها:

1- مناقب ج 3، ص 133 و 133- بحار الانوار ج 43 ص 16

2- مناقب ج 3، ص 133 و 133- بحار الانوار ج 43 ص 16

3- شيخ مفيد (ره) در حدائق الرياض، مصباح كفعمى (ره) 4- دلائل الامة طبرى شيعى از امام صادق عليه السلام نقل كرده است.

5- بحار الانوار ج 6- بيت الاحزان محدث قمى (ره)، ص 5

6- خطيب بغدادى در تاريخ خود ج 6 ص 221 و ابن حجر در صواعق ص 76، شبلنجى در نورالابصار ص 73 از ابن عسكر از ابن عباس: در كتاب خداى تعالى براى هيچ فردى، آنقدر كه در فضيلت على عليه السلام نازل شده، آيه نازل نشده است.

7- سنن بيهقى ج 7 ص 442، رياض النضره ج 2 ص 196

8- مقتل خوارزمى ج 1 ص 184- لهوف ص 20

9- مناقب ابن شهر آشوب ج 3- امالى صدوق سوره كوثر.

10- سوره كوثر.

11- فجر آيات 27 تا 30.

12- اصول كافى ج 1 بصائر الدرجات.

13- امالى شيخ طوسى / 5 ج 1، ص 39

14- صفورى شافعى در نزهة المجالس ج 2 ص 226.

15- قرب الاسناد - منتهى الامال ج 1.

16- بحار ج 43 ص 84- منتهى الامال ص 161.

17- كشف الغمه ج 2 س 25 و 26- بحار ج 43 ص 81 و 82.

18- وسائل الشيعه ج 4 باب 9 ص 1024.

19- سوره دهر/ (انسان) آيه 7 و 8.

20- امالى صدوق ص 212- 216- تفسير كشاف تاليف جار الله زمخشرى.

21- مقاتل الطالبين، كشف الغمه

22- مناقب ابن شهر آشوب ج 3 ص 230.

23- احزاب/43.

24- سيوطى در المنثور ج 5 ص 198 زمخشرى در كشاف ج 1 س 193 و . . .

25- مناقب ابن شهر آشوب ج 3 ص 330.

26- بحار الانوار ج 10.

27- الامامة و السياسة ج 1 ص 14 علل الشرايع صدوق /5.

28- ترمذى و ابن عبد ربه در عقد الفريد ج 2 ص 3 مناقب ابن شهر آشوب ج 3.

29- علل الشرايع.

30- بحار الانوار كتاب العلم.

31- بحار ج 43 ص 28- بيت الاحزان ص 20.

32- احزاب آيه‏21.

33- روضه الواعظين.

 

برگرفته از زندگينامه چهارده معصوم عليهم السلام (آیت ا... مظاهری)



برچسب‌ها: شهادت, حضرت فاطمه, حضرت فاطمه زهرا, شهادت حضرت فاطمه زهرا, ائمّه, ولایت, زندگی نامه حضرت فاطمه, زندگی نامه ائمّه, ایّام فاطمبه, ایّام دهه دوم فاطمیه

لينک ثابت

نوشته شده در ساعت 17:5 توسط دوستدارمهدی(عج)وسربازکریم آل زهرا حسن(ع)

آرزوی رهبر انقلاب چیست؟

یکشنبه 1391/01/27

آرزوی رهبر انقلاب چیست؟

امام جمعه مشهد با بیان اینکه ‌آرزوی رهبر معظم انقلاب زیارت قبر مطهر امام حسین(ع) است از روحانیون عتبات خواست که سلام رهبر معظم انقلاب را به محضر مبارک امام حسین(ع) برسانند.

به گزارش شناخت رهبری به نقل از پایگاه اطلاع‌رسانی مقام معظم رهبری، ‌آیت‌الله سید احمد علم‌الهدی در جلسه توجیهی ویژه روحانیون و مداحان عتبات عالیات اظهار داشت: زیارت قبر مطهر امام حسین(ع) آرزوی رهبر معظم انقلاب است.

وی با بیان اینکه رهبر معظم انقلاب آرزوی کربلا دارند اما شرایط به گونه‌ای است که این امکان وجود ندارد، خاطرنشان کرد: یک روز پیش از زمانی که می‌خواستم به سفر معنوی عتبات عالیات مشرف شوم، در خدمت آقا بودم، عرضه داشتم فردا به کربلا می‌روم که آقا با یک نگاه حسرت‌آمیزی گفتند ما را که فراموش نمی‌کنید.

آیت‌الله علم‌الهدی خطاب به روحانیون کاروان‌های عتبات عالیات با تاکید بر اینکه عزت روحانیت به برکت رهبری حضرت آیت‌الله خامنه‌ای است، تصریح کرد: به عنوان ادای حق رهبری، مقید باشیم که یک زیارت یا حداقل سلامی از طرف ایشان به محضر آقا سیدالشهدا(ع) عرض کنیم به امید اینکه رهبر عزیزمان به این آرزویشان برسند.

برچسب‌ها: آقا, آرزوی آقا, آرزوی مقام معظّم رهبری, مقام معظّم رهبری, امام حسین, زیارت امام حسین

لينک ثابت

نوشته شده در ساعت 14:26 توسط دوستدارمهدی(عج)وسربازکریم آل زهرا حسن(ع)

  • قالب وبلاگ
  • شناخت رهبري

  • با خامنه ای کسی نگردد گمراه
    او در شب فتنه می درخشد چون ماه
    در هر نفسم برای او می خوانم
    لاحول ولا قوه الا بالله

    آمار سایت

    کد پیغام خوش آمدگویی
    Google

    در اين وبلاگ
    در كل اينترنت


    خروجي وبلاگ

    دانلود نرم افزار

    دانلود فيلم

    بهراد آنلاين

    پوزخند